فرهنگ آریانپور
برقی
#۲۸٬۴۳۳
electric
الکتریکى، برقى، کهربایى، برق دهنده electric electro
electrical
الکتریکى، برقى، کهربایى
mains
نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main
power
زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق
galloping
تاخت، چهار نعل، چهار نعل رفتن، تازیدن