فرهنگ آریان‌پور

برقی

#۲۸٬۴۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

electric

الکتریکى، برقى، کهربایى، برق دهنده electric electro

۲

electrical

الکتریکى، برقى، کهربایى

۳

mains

نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت main

۴

power

زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق

۵

galloping

تاخت، چهار نعل، چهار نعل رفتن، تازیدن