فرهنگ آریان‌پور

برقراری

#۲۸٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

establishment

تاسیس، استقرار، تشکیل، بنا، برقرارى، بنگاه، موسسه، دسته کارکنان، برپایى