فرهنگ آریان‌پور

برقرار

#۲۸٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

on

وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج

۲

indefeasible

لغو نکردنى، الغاء نشدنى، فسخ ناپذیر، پابرجا، برقرار، بطلان ناپذیر، از دست ندادنى

۳

abiding

پایدار، پایا، ساکن، وفا کننده، تاب آور، تحمل کننده

۴

confirmed

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن