فرهنگ آریان‌پور

برقاسا

#۲۸٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۲

fleet

ناوگان، عبور سریع، زود گذر، بادپا، بسرعت گذشتن، تند رفتن