فرهنگ آریان‌پور

برفک زدن تلویزیون

#۲۸٬۲۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون