فرهنگ آریان‌پور

برف‌ انباشت

#۲۸٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى drift snowbank

۲

snowdrift

(گیاه شناسى) تره تیزک سنگى، برف باد آورد، برف توده