فرهنگ آریان‌پور

برعکس‌ کردن

#۲۸٬۲۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن