فرهنگ آریانپور
برشمردن
#۲۸٬۱۹۴
recount
برشمردن، یکایک گفتن، تعریف کردن، شمارش مجدد، باز گفتن
enumerate
شمردن، به شمار آوردن، محسوب داشتن، برشمردن، یکایک شمردن
tell
(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن
number
کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن
account
شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن
numerate
قادر شمردن، خواندن یا شمردن، حساب کردن، به شمار آوردن