فرهنگ آریان‌پور

برشته

#۲۸٬۱۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۲

roast

کباب کردن، بریان کردن، برشته شدن، برشتن

۳

crispy

(crisp =) ـ ترد، مجعد، پرچین و شکن