احتیاط
#۲٬۸۱۶
caution
احتیاط، پیش بینى، هوشیارى، وثیقه، ضامن، هوشیار کردن، اخطار کردن به
prudence
احتیاط، حزم، ملاحظه، پروا
precaution
احتیاط، اقدام احتیاطى، پیش بینى، حزم، احتیاط کردن
circumspection
احتیاط
guard
نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن
nicety
ظرافت، خوبى، دلپذیرى، مطلوبى، احتیاط، دقت
reserve
پس نهاد، کنار گذاشتن، پس نهاد کردن، نگه داشتن، اختصاص دادن، اندوختن، اندوخته، ذخیره، احتیاط، یدکى، (در مورد انسان) تودار بودن، مدارا، از پیش حفظ کردن، رزرو کردن
canniness
ملاحظه کارى، احتیاط
vigilance
مراقبت، مواظبت، شب زنده دارى، کشیک، آمادگى، چالاکى، احتیاط، گوش بزنگى
discretion
بصیرت، احتیاط، حزم، نظر، راى، صلاحدید
forethought
دور اندیشى، مال اندیشى، احتیاط، اندیشه قبلى
reservation
ذخیره، رزرو کردن صندلى یا اتاق در مهمانخانه و غیره، کتمان، تقیه، شرط، قید، استثناء، احتیاط، قطعه زمین اختصاصى (براى سرخ پوستان یا مدرسه و غیره)
care
تیمار، پرستارى، مواظبت، بیم، دلواپسى (معنى مجازى) غم، پروا داشتن، غم خوردن، علاقمند بودن care cautiousness chariness
foresight
پیش بینى، دور اندیشى، مال اندیشى، بصیرت
watchfulness
(watchful =) ـ مواظب، مراقب، پاسدار، بى خواب، دقیق، هشیارى، مراقبت