فرهنگ آریان‌پور

برش

#۲۸٬۱۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

borsch

برش (borsh)، نوعى آبگوشت سبزى دار روسى

۲

borscht

برش (borsh)، نوعى آبگوشت سبزى دار روسى

۳

recision

برش، قطع، سرشاخه زنى، هرس، فسخ

۴

concision

برش، قطع، تفرقه، نفاق

۵

resection

برش، قطع

۶

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف cut جراحی‌

۷

clip

کوتاه کردن، گیره کاغذ، برش، موزنى، پشم چینى، شانه فشنگ، گیره یاپنس، چیدن، بغل گرفتن، محکم گرفتن

۸

hack

کلنگ، سرفه خشک و کوتاه، چاک، برش، شکافى که بر اثر بیل زدن یا شخم زده ایجاد مى شود، ضربه، ضربت، بریدن، زخم زدن، خرد کردن، بیل زدن، اسب کرایه اى، اسب پیر، درشکه کرایه، نویسنده مزدور، جنده

۹

broach

سنجاق کراوات، برش، سیخ، شکل سیخ، به شکل مته، سوراخ کن، سوراخ کردن، نوشابه درآوردن (از چلیک)، براى نخستین بار باز کردن، باز کردن یا مطرح نمودن، به سیخ کشیدن، تخلف کردن از

۱۰

cutting

مقطع، برش، برنده، قلمه گیاه، قلمه زنى، برش روزنامه

۱۱

mammock

پاره، ذره، ریزه، قراضه، دم قیچى، برش، ریزه کردن، قطعه کردن، از دم قیچى رد کردن

۱۲

incision

شکاف، برش، چاک

۱۳

excision

قطع، برش، شکافتن

۱۴

abscission

ریزش، برش، قطع، جدایى، دریدگى، قطع پوست و گوشت

۱۵

dissection

تشریح، کالبدشکافى، قطع، برش، تجزیه