فرهنگ آریان‌پور

برزیدن

#۲۸٬۱۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

practice

(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۲

practise

(practice =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۳

cultivate

کشت کردن، زراعت کردن (در)، ترویج کردن

۴

manipulate

با دست عمل کردن، با استادى درست کردن، با مهارت انجام دادن، اداره کردن، دستکارى کردن