فرهنگ آریان‌پور

برزگر

#۲۸٬۱۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

sower

برزگر، تخم افشان

۲

yokel

روستایى، برزگر، دهاتى، نادان

۳

cultivator

کشتکار، ماشین شخم زنى و علف هرزه کنى، برزگر

۴

hay seed

تخم علف، علف دانه، (مجازى) برزگر

۵

farmer

کشاورز

۶

husbandman

کشاورز، سرپرست خانه، مرد زن دار