فرهنگ آریانپور
برزش
#۲۸٬۱۱۱
culture
کشت میکرب در آزمایشگاه، برز، فرهنگ، پرورش، تمدن
exercise
ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن
practice
(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن
cultivation
کشت، زراعت، تربیت، تهذیب، ترویج
manipulation
دستکارى، انجام با مهارت، دست کارى، به کار برى