فرهنگ آریان‌پور

برزش

#۲۸٬۱۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

culture

کشت میکرب در آزمایشگاه، برز، فرهنگ، پرورش، تمدن

۲

exercise

ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن

۳

practice

(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۴

cultivation

کشت، زراعت، تربیت، تهذیب، ترویج

۵

manipulation

دستکارى، انجام با مهارت، دست کارى، به کار برى