فرهنگ آریانپور
برزخ کردن
#۲۸٬۱۰۷
faze
بر هم زدن، درهم ریختن، پریشان کردن
chafe
مالش دادن، خراشیدن، سائیدن، به وسیله اصطکاک گرم کردن، (مجازى) به هیجان آوردن، اوقات تلخى کردن به، عصبانیت، سائیدگى، پوست رفتگى
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
disgruntle
بدخلق کردن، غمگین کردن