فرهنگ آریان‌پور

بررسی

#۲۸٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۲

probe

کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن

۳

study

مطالعه، بررسى، مطالعه کردن، تحصیل، درس، غور و بررسى، موضوع تحصیلى، اتاق مطالعه، تحصیل کردن، درس خواندن، خوانش، بررسى کردن

۴

scrutiny

مداقه، بررسى دقیق، موشکافى، بررسى، رسیدگى، تحقیق

۵

checking

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۶

deliberation

سنجش، بررسى، اندیشه، تامل، فرصت، شور

۷

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۸

inquiry

تحقیق، خبر گیرى، پرسش، بازجویى، رسیدگى، سئوال، استعلام، جستار، پرس و جو، استفسار

۹

revision

تجدید نظر، باز بینى، بازدید، مرور، اصلاح، چاپ تازه، چاپ اصلاح شده، رسیدگى ثانوى

۱۰

overhaul

(براى تعمیر) پیاده کردن، پیاده کردن و دوباره سوار کردن، سراسر بازدید کردن، پیاده سوار کردن و بازدید موتور

۱۱

handling

گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن

۱۲

dissection

تشریح، کالبدشکافى، قطع، برش، تجزیه

۱۳

evaluation

ارزیابى، سنجش

۱۴

inspection

بازرسى، تفتیش، بازدید، معاینه، سرکشى

۱۵

examination

آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى

۱۶

investigation

تحقیق، رسیدگى، بازجویى