فرهنگ آریان‌پور

بردن - فرو -

#۲۷٬۹۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gulp

قورت، جرعه، لقمه بزرگ، بلع، قورت دادن، فرو بردن، صداى حاصله از عمل بلع

۲

aspire

آرزو داشتن، آرزو کردن، اشتیاق داشتن، بلند پروازى کردن، بالا رفتن، فرو بردن، استنشاق کردن

۳

devour

بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن

۴

imbibe

نوشیدن، اشباع کردن، جذب کردن، خیساندن، تحلیل بردن، فرو بردن، در کشیدن

۵

plunge

غوطه، شیرجه، گودال عمیق، سرازیرى تند، سقوط سنگین، فرو بردن، غوطه ور ساختن، شیب تند پیدا کردن، شیرجه رفتن، ناگهان داخل شدن

۶

depress

فرو بردن، دلتنگ کردن، دژم کردن، افسرده کردن، (معنى مجازى) کم بها کردن، از ارزش انداختن

۷

immerge

فرو بردن، غوطه دادن (در آب یا مایع دیگرى)، غسل ارتماسى دادن، فرو رفتن

۸

immerse

فرو بردن، زیر آب کردن، پوشاندن، غوطه دادن، غسل ارتماسى دادن (براى تعمید)

۹

inbreathe

دمیدن، (مجازى) ملهم کردن، در کشیدن، استنشاق کردن، فرو بردن، تنفس کردن

۱۰

immergence

فرو بردن، غوطه ورسازى