فرهنگ آریانپور
بردباری کردن
#۲۷٬۹۵۹
forbear
(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى
tolerate
تحمل کردن، تاب آوردن، برخورد هموار کردن، طاقت داشتن، مدارا کردن