فرهنگ آریانپور
بردبار
#۲۷٬۹۵۳
meek
فروتن، افتاده، بردبار، حلیم، با حوصله، ملایم، بیروح، خونسرد، مهربان، نجیب، رام
patient
شکیبا، بردبار، صبور، از روى بردبارى، پذیرش، بیمار، مریض
tolerant
با مدارا، مدارا آمیز، آزادمنش، آزاده، داراى سعه نظر، شکیبا، اغماض کننده، بردبار، شخص متحمل
tolerantly
با مدارا، مدارا آمیز، آزادمنش، آزاده، داراى سعه نظر، شکیبا، اغماض کننده، بردبار، شخص متحمل stoical
forbearing
(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى