فرهنگ آریان‌پور

برداشتن

#۲۷٬۹۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sublate

برداشتن، منکر شدن، تغییر شکل یافتن

۲

ingather

برداشتن، جمع کردن، انباشتن، خرمن برداشتن

۳

glom

ربودن، برداشتن، نگریستن

۴

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۵

delete

حذف کردن، انداختن، برداشتن

۶

pickup

پیکاپ، دستگاه برقى ناقل صداى گرامافون، انتخاب، رشد، ترقى، تجدید فعالیت، چیدن، هر چیز انتخاب شده، آشنایى تصادفى، (دختر) بلند کردن، برداشتن، سوار کردن، گرفتن، بهبودى یافتن

۷

remove

برداشت کردن، رفع کردن، عزل کردن، برداشتن، از جا برداشتن، بلند کردن، دور کردن، برطرف کردن، بردن، برچیدن، زدودن

۸

peck

یک چهارم بوشل، نوک زدگى، سوراخ، نوک زدن، بانوک سوراخ کردن، دندان زدن

۹

ablate

از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن

۱۰

removal

برداشت، رفع، عزل، ازاله

۱۱

withdraw

(past: withdrew ; past participle: withdrawn) ـ پس گرفتن، کنار کشیدن، دریغ داشتن، (withdrawal) پس گرفتن، باز گرفتن، صرفنظر کردن، بازگیرى

۱۲

subtract

کاستن، تفریق کردن، کم کردن، تفریق شدن، منها کردن