فرهنگ آریانپور
برخورنده
#۲۷٬۸۰۷
shockinjg
منزجر کننده، هولناک، تکاندهنده، مایه انزجار، برخورنده، بد
irritating
برانگیزنده، خشم آور، برخورنده، رنجاننده، سوزش آور، محرک، مهیج
uncomplimentary
غیر کامل، بى تعارف، ناخوشایند، برخورنده
shocking
تکان، تکان دادن، ترساندن، صدمه، هول، هراس ناگهانى، لطمه، تصادم، تلاطم، ضربت سخت، تشنج سخت، توده، خرمن، توده کردن، خرمن کردن، تکان سخت خوردن، هول و هراس پیدا کردن، ضربت سخت زدن، دچار هراس سخت شدن، سراسیمه کردن shock
harrowing
چنگک زمین صاف کن و ریشه جمع کن، کلوخ شکن، با چنگک زمین را صاف کردن، آزردن، زخم کردن، جریحه دار کردن، غارت کردن، آشفته کردن