فرهنگ آریان‌پور

برخلاف

#۲۷٬۷۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

with

با، به وسیله، مخالف، به عوض، در ازاى، برخلاف، به طرف، درجهت

۲

unlike

بى شباهت، برخلاف، غیر، برعکس

۳

athwart

از این سو به آن سو، از طرفى به طرف دیگر، از وسط، (مجازى) برخلاف، بر ضد

۴

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با against contrarily

۵

counter

پیشخوان، بساط، شمارنده، ضربت متقابل، درجهت مخالف، در رو به رو، معکوس، بالعکس مقابله کردن، تلافى کردن، جواب دادن، معامله به مثل کردن با، باجه

۶

despite

با وجود، با این که، کینه ورزیدن

۷

contrary

مخالف، معکوس، مقابل، خلاف

۸

contrariwise

برعکس، به طور وارونه و معکوس