فرهنگ آریانپور
برخاستن
#۲۷٬۷۳۴
uprise
برخاستن، طغیان کردن، به بالا رفتن، طلوع کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن
levitate
برخاستن، بلند شدن، شناور شدن
step up
برخاستن، اضافه کردن، عمل کردن
up
بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
arise
(past: arose ; past participle: arisen) ـ برخاستن، بلند شدن، رخ دادن، ناشى شدن، به وجود آوردن، برآمدن، طلوع کردن، قیام کردن، طغیان کردن
get up
درست شدن، برخاستن، بلند شدن، برخاست، تقویت شدن