فرهنگ آریان‌پور

برچسب

#۲۷٬۶۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tag

برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن

۲

label

برچسب، برچسب زدن، اتیکت، متمم سند یا نوشته، تکه باریک، لقب، اصطلاح خاص، طبقه بندى کردن

۳

tally

شمردن، تطبیق کردن، شمارش، شمارشگر، چوبخط، حساب، جاى چوبخط، برچسب، اتیکت، نظیر، قرین، علامت، نشان، مطابق بودن، با چوب خط حساب کردن

۴

ticket

بلیط، ورقه، آگهى، برچسب، برچسب زدن به، بلیط منتشر کردن، بلیط دار کردن

۵

banderol

باندرول، نوار چسب، برچسب

۶

banderole

باندرول، نوار چسب، برچسب

۷

Mark

نشان، ارزه، نمره، نشانه، علامت، داغ، هدف، پایه، نقطه، درجه، مرز، حد، علامت گذاشتن، توجه کردن

۸

sticker

کاغذ خودچسب، دشنه، دشنه زن