فرهنگ آریان‌پور

برجسته‌ کردن

#۲۷٬۶۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

signalize

برجسته کردن، علم (alam) کردن، مشهود کردن

۲

mark

نشان، ارزه، نمره، نشانه، علامت، داغ، هدف، پایه، نقطه، درجه، مرز، حد، علامت گذاشتن، توجه کردن

۳

distinguish

تمیز دادن، تشخیص دادن، دیفرانسیل گرفتن، دیدن، مشهور کردن، وجه تمایز قائل شدن