برتری
#۲۷٬۵۲۶
hegemony
برترى، تفوق، استیلا، تسلط، پیشوایى، اولویت
headship
ریاست، پیشوایى، بزرگى، برترى، تفوق، رهبرى
advantage
فایده، صرفه، سود، برترى، بهترى، مزیت، تفوق مزیت دادن، سودمند بودن، مفید بودن
influence
نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن واژه هاى شامل
excellence
شگرفى، مزیت، برترى، خوبى، تفوق، رجحان، فضیلت
excellency
جناب، جناب آقاى، عالیجناب (با حرف بزرگ)، برترى، خوبى، علو
distinction
تمیز، فرق، امتیاز، برترى، ترجیح، رجحان، تشخیص
predominance
(preminence , predominancy =) ـ برترى، علو، رجحان، تفوق preeminence
odds
نابرابرى، فرق، احتمال و وقوع، تمایل به یک سو، احتمالات، شانس، عدم توافق، مغایرت
eminence
(eminency =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى
dominance
تسلط، نفوذ، غلبه
ascendancy
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
ascendency
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
domination
سلطه، تسلط، غلبه، استیلا، تفوق، تحکم، چیرگى