برتر
#۲۷٬۵۱۳
preponderant
برتر، مسلط، داراى مزیت
transcendent
برتر، فائق، افضل، مافوق، ماوراى مقولات، دهگانه، خارج از جهان مادى
superempirical
برتر، منزه، خارج از جهان مادى
above
در بالا، بالاى، بالاى سر، نام برده، بالاتر، برتر، مافوق، واقع دربالا، سابق الذکر، مذکور در فوق
premier
مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premiere)
dominant
چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر
premiere
مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premier)
superior
بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز
excelsior
متعال، برتر، تراشه، خرده نجارى
paramount
فائق، حاکم عالیمقام، برتر، بزرگتر، برترین
prevalent
رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر
wiredrawn
مثل سیم، طویل و ظریف، برتر
overriding
برجسته، مهم، برتر
preeminent
سرآمد، مقدم، برتر، افضل
preferable
مرجح، داراى رجحان، قابل ترجیح، برتر
top dog
نژاد یا شخص غالب، برتر
higher up
ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد