فرهنگ آریان‌پور

برتر

#۲۷٬۵۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

preponderant

برتر، مسلط، داراى مزیت

۲

transcendent

برتر، فائق، افضل، مافوق، ماوراى مقولات، دهگانه، خارج از جهان مادى

۳

superempirical

برتر، منزه، خارج از جهان مادى

۴

above

در بالا، بالاى، بالاى سر، نام برده، بالاتر، برتر، مافوق، واقع دربالا، سابق الذکر، مذکور در فوق

۵

premier

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premiere)

۶

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۷

premiere

مقدم، برتر، والاتر، نخستین، مهمتر، رئیس، رهبر، نخست وزیر، نخستین نمایش یک نمایشنامه، هنرپیشه برجسته (premier)

۸

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز

۹

excelsior

متعال، برتر، تراشه، خرده نجارى

۱۰

paramount

فائق، حاکم عالیمقام، برتر، بزرگتر، برترین

۱۱

prevalent

رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر

۱۲

wiredrawn

مثل سیم، طویل و ظریف، برتر

۱۳

overriding

برجسته، مهم، برتر

۱۴

preeminent

سرآمد، مقدم، برتر، افضل

۱۵

preferable

مرجح، داراى رجحان، قابل ترجیح، برتر

۱۶

top dog

نژاد یا شخص غالب، برتر

۱۷

higher up

ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد