فرهنگ آریان‌پور

برپایی

#۲۷٬۴۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

setup

برپا کردن، برپایى، مقدمه چینى

۲

establishment

تاسیس، استقرار، تشکیل، بنا، برقرارى، بنگاه، موسسه، دسته کارکنان، برپایى

۳

set up

برپا کردن، برپایى، مقدمه چینى، وضع، ترتیب، وضع بدن، نصب کردن، واگذاشتن

۴

constitution

ساختمان و وضع طبیعى، تشکیل، تاسیس، مشروطیت، قانون اساسى، نظام نامه، مزاج، بنیه