فرهنگ آریان‌پور

براینده

#۲۷٬۴۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

emergent

بیرون آینده، طالع، (مجازى) برآینده، ناشى، مبرم، مضر، اثرات ناشیه، معلول

۲

slice

برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن

۳

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک