احترام
#۲٬۷۴۱
respectability
احترام
honor
(honour =) ـ احترام، عزت، افتخار، شرف، شرافت، آبرو، ناموس، عفت، نجابت، تشریفات (در دانشگاه) امتیاز ویژه، (در خطاب) جناب، حضرت، احترام کردن به، محترم شمردن، امتیاز تحصیلى آوردن، شاگر اول شدن
curtsy
ادب، احترام، تعظیم، سلام یا تواضع کردن
regard
ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام
revere
حرمت کردن، احترام گذارندن، حرمت، احترام
curtsey
ادب، احترام، تعظیم، سلام یا تواضع کردن
respect
رابطه، نسبت، رجوع، مراجعه، احترام، ملاحظه، احترام گذاشتن به، محترم داشتن، بزرگداشت، بزرگداشتن
tribute
باج، خراج، احترام، ستایش، تکریم
deference
تن دردهى، تسلیم، تمکین، احترام (گذارى)
obeisance
کرنش، احترام، تواضع، تعظیم
reverence
حرمت، احترام، تکریم، احترام گذاردن
veneration
ستایش، تکریم، احترام، نیایش، تقدیس
venerability
(venerableness =) ـ احترام، ارجمندى، تقدس
venerableness
(venerability =) ـ احترام، ارجمندى، تقدس
esteem
قدر، اعتبار، اقدام، رعایت ارزش، نظر، شهرت، ارجمند شمردن، لایق دانستن، محترم شمردم واژه هاى شامل
dignity
بزرگى، جاه، شان، مقام، رتبه، وقار
greeting
(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر