فرهنگ آریانپور
برانگیزاندن
#۲۷٬۲۹۴
yerk
سیخ زدن، سک زدن، برانگیزاندن، شلاق زدن کوبیدن، قاپیدن و بردن، محکم بستن، فشار دادن، هل دادن، شکاف برداشتن، لگد، مشت، ضربت، حرکت سریع و شدید
ferment
ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب