احتراز کردن
#۲٬۷۲۹
avoid
دورى کردن از، احتراز کردن، اجتناب کردن، طفره رفتن از، (حقوق) الغاء کردن، موقوف کردن
forbear
(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى
fly
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ
save
نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که
shun
دورى و اجتناب، پرهیز کردن، اجتناب کردن از، گریختن
dodge
جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى
skirt
دامن لباس، دامنه، دامنه کوه، حومه شهر، حوالى، دامن دوختن، دامن دار کردن، حاشیه گذاشتن به، از کنار چیزى رد شدن، دور زدن، احاطه کردن
eschew
(avoid , shun =) ـ اجتناب کردن
refrain
برگردان، خود دارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن
circumvent
با حیله پیش دستى کردن، گیر انداختن