فرهنگ آریانپور
برانگیخته
#۲۷٬۲۸۹
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن
wrathful
خشمگین، عصبانى، برانگیخته، غضبناک، قهر آلود، کینه جویى کردن، تلافى کردن، تلافى درآوردن، عشق یا کینه خود را آشکار کردن excited
up
بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)
tar
قیر، قیر مالیدن به، قیر زدن
impassioned
بر انگیختن، شوراندن، تحریک کردن، به هیجان آوردن، بر سر شهوت آوردن