فرهنگ آریان‌پور

براندازی

#۲۷٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

extermination

براندازى، نابودى، دفع آفات

۲

abolition

برانداختگى، لغو، فسخ، الغا مجازات

۳

overthrow

(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض

۴

subversion

درون واژگونى، انهدام، تخریب، خرابکارى، وابسته به خرابکارى

۵

extirpation

نابودى، ریشه کنى

۶

liquidation

تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى