فرهنگ آریانپور
براندازی
#۲۷٬۲۶۶
extermination
براندازى، نابودى، دفع آفات
abolition
برانداختگى، لغو، فسخ، الغا مجازات
overthrow
(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض
subversion
درون واژگونى، انهدام، تخریب، خرابکارى، وابسته به خرابکارى
extirpation
نابودى، ریشه کنى
liquidation
تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى