فرهنگ آریان‌پور

برانداز کردن

#۲۷٬۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

glance

برانداز، برانداز کردن، نگاه، نگاه مختصر، نظر اجمالى، مرور، نگاه مختصر کردن، نظر اجمالى کردن، اشاره کردن ورد شدن برق زدن، خراشیدن، به یک نظر دیدن

۲

skim

کف، ریم، کف گیرى، تماس اندک، شیر خامه گرفته، کف گرفتن از، سرشیر گرفتن از، تماس مختصر حاصل کردن، به طور سطحى مورد توجه قرار دادن، به طور سطحى خواندن