برامدگی
#۲۷٬۲۳۲
bulge
برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن
bump
دست انداز جاده، ضربت، ضربت حاصله در اثر تکان سخت، برآمدگى، تکان سخت (در هواپیما و غیره)، تکان ناگهانى، ضربت (توام با تکان) زدن
knob
دستگیره، دکمه، قبه، برآمدگى، دسته، گره
node
گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى
burr
خار، پوست زبر و خاردار میوه، گره، برآمدگى، غلیظ تلفظ کردن، حرف r را اداء کردن، پره یا دندانه دار کردن، بامته سوراخ کردن
overhang
(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما
eminence
(eminency =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى
eminency
(eminence =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى
convexity
کوژى، تحدب، برآمدگى
projection
افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه
jog
آهسته دویدن، جلو آمدگى یا عقب رفتگى، باریکه، بى قاعدگى، هل دادن، تنه زدن به
bank
بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن
process
مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن process معماری apse
excrescence
رویش ناهنجار