فرهنگ آریانپور
برافروخته
#۲۷٬۱۹۵
ablaze
سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته
bloodshot
قرمز، سرخ و ورم کرده، خون گرفته، برافروخته
aflame
شعله ور، مشتعل
glowing
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow
madding
دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن mad
het up
(در گویش، آمریکایى) بر افروخته، تحریک شده