فرهنگ آریان‌پور

برافروخته

#۲۷٬۱۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ablaze

سوزان، فروزان، درخشان، مشتعل، برافروخته

۲

bloodshot

قرمز، سرخ و ورم کرده، خون گرفته، برافروخته

۳

aflame

شعله ور، مشتعل

۴

glowing

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى glow

۵

madding

دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن mad

۶

het up

(در گویش، آمریکایى) بر افروخته، تحریک شده