فرهنگ آریانپور
برافروختن
#۲۷٬۱۹۴
glow
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى
kindle
روشن شدن، گرفتن، برافروختن
relume
روشن کردن، برافروختن، مشتعل کردن
provoke
تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن
enkindle
(kindle =) ـ روشن شدن، گرفتن، برافروختن
overheat
زیاد گرم کردن، دو آتشه کردن، برافروختن
fuel
سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن