فرهنگ آریان‌پور

برافروختگی

#۲۷٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

calenture

برافروختگى، (معدن) سوز و گداز، تب عشق، تب نواحى حاره که در اثر گرمازدگى ایجاد مى شود، تب کردن، شعله ور شدن

۲

red heat

برافروختگى

۳

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۴

provacation

انگیختگى، برافروختگى، انگیزش، تحریک

۵

provocation

انگیختگى، برافروختگى، انگیزش، تحریک، اغضاب، علت انگیختگى

۶

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)