فرهنگ آریانپور
برافروختگی
#۲۷٬۱۹۳
calenture
برافروختگى، (معدن) سوز و گداز، تب عشق، تب نواحى حاره که در اثر گرمازدگى ایجاد مى شود، تب کردن، شعله ور شدن
red heat
برافروختگى
glow
تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى
provacation
انگیختگى، برافروختگى، انگیزش، تحریک
provocation
انگیختگى، برافروختگى، انگیزش، تحریک، اغضاب، علت انگیختگى
flush
تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)