فرهنگ آریان‌پور

برابری‌ کردن

#۲۷٬۱۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

cap

(capa =) ـ طاق، کلاه، سرپوش، کلاهک، راس، با کلاهک پوشاندن، پوشش دار کردن، سلام دادن به وسیله برداشتن کلاه از سر، سربطرى یا قوطى

۲

equal

برابر، مساوى، هم اندازه، هم پایه، همرتبه، شبیه، یکسان، همانند، همگن برابر شدن با، مساوى بودن، هم تراز کردن

۳

rival

هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن

۴

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه