فرهنگ آریان‌پور

بر هم نهادن

#۲۷٬۰۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

shut

(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود