فرهنگ آریانپور
بر هم کردن - درهم -
#۲۷٬۰۲۱
snafu
کج، ناتو، اشتباه، آشفته بودن، درهم و بر هم کردن
muddle
گیج کردن، خراب کردن، درهم و بر هم کردن، گیجى، تیرگى
tangle
درهم و بر هم کردن، درهم پیچیدن، گرفتار کردن، گیر افتادن، درهم گیر انداختن، گوریده کردن
disorganize
درهم و بر هم کردن، مختل کردن، بى نظم کردن، تشکیلات چیزى را بر هم زدن
discombobulate
مغشوش کردن، درهم و بر هم کردن، مختل کردن