فرهنگ آریان‌پور

بر هم زدن - تعادل -

#۲۷٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

unbalance

غیر متعادل کردن، تعادل (چیزى را) بر هم زدن، اختلال مشاعر پیدا کردن، عدم توازن، اختلال مشاعر