فرهنگ آریان‌پور

بر ملا کردن

#۲۶٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۲

uncloak

بى ردا کردن، فاش کردن

۳

uncover

برهنه کردن، آشکار کردن، کشف کردن