واژههای فارسی←بر سر زبانفرهنگ آریانپوربر سر زبان#۲۶٬۹۲۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱aliveزنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساسواژههای نزدیک در الفبابر بدن کسی زدن - تپانچه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبر بستر قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبر بستن - خیمه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبر بستن - رخت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبر بستهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبر بی اطلاعی - مبنی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر