فرهنگ آریان‌پور

بر زدن

#۲۶٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

riffle

خمیدگى، کمى عمق رودخانه که موجب تقسیم آب گردد، آب جارى در قسمت کم عمق رود، بر زدن

۲

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۳

shuffle

برزدن، به هم آمیختن، به هم مخلوط کردن، این سو و آن سو حرکت کردن، بى قرار بودن