فرهنگ آریان‌پور

بر روی پرده تلویزیون - نمایش -

#۲۶٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

screening

پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن screen