فرهنگ آریانپور
بر جا کردن
#۲۶٬۸۳۵
fix
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
righteous
نیکو کار، عادل، درست کار، صالح، پرهیزکار
seasonable
مناسب فصل، بموقع، بهنگام