فرهنگ آریانپور
اچار
#۲٬۶۸۱
spanner
آچار، مهره پیچ، مهره گشا، بست، بند قیقاجى، میله الصاقى، گلنگدن، وجب کننده
wrench
(معنى مجازى) نقشه فریبنده، عمل تند و وحشیانه، آچار، آچار فرانسه، تند، چرخش، پیچ دادن، پیچ خوردن
complex
مجتمع، گروهه، مجموعه، عقده (oghdeh)، آچار، هم تافت پیچیده، مرکب از چند جزء، بغرنج، مختلط
dip
شیب، غوطه دادن، تعمید دادن، غوطه ور شدن، پایین آمدن، سرازیرى، جیب بر، فرو رفتگى، غسل
tool
ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن
dressing
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن dress
seasoning
فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن season