فرهنگ آریان‌پور

بر

#۲۶٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۲

on

وصل، روشن، برقرار، روى، در روى، بر روى، بر، بالاى، در باره، راجع به، در مسیر، عمده، به اعتبار، به، به علت، به طرف، در بر، برتن، به پیش، به جلو، همواره، بخرج

۳

at

به سوى، به طرف، به، در، پهلوى، نزدیک، دم، بنابر، در نتیجه، بر حسب، از قرار، بقرار، سرتاسر، مشغول

۴

man

مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى

۵

upon

روى، بر، بر روى، فوق، بر فراز، به محض، بمجرد upon شیمی‌

۶

bosom

آغوش، سینه، بغل، بر، پیش سینه، با آغوش باز پذیرفتن، در آغوش حمل کردن، رازى را در سینه نهفتن، داراى پستان شدن (در مورد دختران)

۷

fruit

میوه، بر، سود، فایده، فرزند، میوه دادن، ثمر

۸

boron

بور - (B)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 5 و جرم اتمى 10.811 گرم بر مول

۹

breast

سینه، پستان، آغوش، (مجازى) افکار، وجدان، نوک پستان، هر چیزى شبیه پستان، سینه بسینه شدن، برابر، با سینه دفاع کردن breast ob

۱۰

against

دربرابر، در مقابل، پیوسته، مجاور، به سوى، مقارن، بر ضد، مخالف، علیه، به، بر، با

۱۱

mainland

قاره، خشکى، بر، قطعه اصلى، قطعه

۱۲

off

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف واژه هاى شامل off ـ (84)

۱۳

atop

دربالا، بالا، به طرف بالا، در روى، دربالاى

۱۴

frontage

نماى ساختمان، حریم، جلو خان، میدان